• دوری در همیــن نــزدیکــی هــا

    . نقشــه جـهان را تا مـی‌زنم جـهان را، توی جیـبم مـی‌گـذارم . . .     تو فقط چـند سـانـتی‌متـر از مـن دوری!        پی نوشت:  و مهربانیت از دور چه نزدیک است عجیب حس میکنم که جغرافیا دروغ تاریخ است

  • قصـــه ای برای نخوابیدن . . .

    . گـرگ شنـگول را خورده اسـت   گـرگ مـنگول را تــکه تــکه مـی‌کند . . .   بـلند شو پــسرم! ایـن قصـه بـــرای نــخوابیدن اسـت!

  • اشــتباه چاپـــی . . .

    . وقتی عقیـده، عـقده خـوانده مــی‌شـود و نـور چــراغ در آب، مهــتاب تلقـی! و متـانت زمیــن زیر بــرف یــخ مـی‌زند . . . آن‌ وقت اســت کـه نان از یتیـم خــانه مــی‌دزدیم، و مــی‌فهمیم . . . که دزد اشـتباه چاپـی درد اسـت!

  • عطــری گــذرا

    . عطــر تــو در هــواســت!     مــی‌آيــی يــا رفتــه‌ای؟!    

  • قفــل‌هــای گمشــده

    . کلیــدهــای گمشــده،   روزی پیــدا خــواهنــد شــد!   بــا قفــل‌هــای گمشــده چــه کنیــم؟!    

  • بیــزار از زمیــن و …

    . خــوشــا بــه حــال کــلاغــان،   کــه از زميــن دورنــد!   حــتی بــه ارتفــاع يــک درخــت . . .     

  • چه می‌کنه ایـن مکس پین!

    چه می‌کنه ایـن مکس پین!

    √ پنـج‌شنبه رفتم و بازی‌ها رو حضوری تحویل گـرفتم…  چقدر از آدم های که به کـارشون ارزش و اهـمیت مـی‌دن خوشـم می‌یاد!  این آقا حمید هـمه جوره کارش درسته…  اگه بازی های ایکس باکس خواستید گزینه خوبی برای خرید هستش…  √ اما در مورد خود بـازی… وییییی!  یعنی این شرکت راک‌استار (به معنای واقعی کلمه) رو سفیدم کرد!…

  • روزهای عادی

    روزهای عادی

    هیـچی دیـگه … اسدی آنلاین تبدیل شده به وبلاگ شعر، حالا قـرار بود اینجا از روزمـرگی هام بنویـسم و هـر از چند گاهی هـم شـعرهایی که دوست دارم  رو بهش اضـافه کنـم  مثلا! … ㋡  بـله القـصه  “هـمه چـی آرومــه . . . ”  √ اواخر سـال گذشته برای این روزا دوران سختی رو پیش بینی…

  • نشــانی

    . کــاش پــرنــده نبــودی! رد پــروازی در آســمان بــرايــم نگــذاشتــه ای . . . کــاش پــرنــده بــودم!  

  • در آرزوی دام تــو

    . صبــح زود،   ایــن منــم! پــرنــده ای در آسمــان رهــا شــده!   دام و دانــه ات کجــاســت؟!

  • تقصیر من نبود

    . اما… با ایـن‌همـه تقصیر مـن نبود   که با ایـن‌همـه…   با ایـن‌همـه امید قبولی در امتحان سادهْ تو رد شـدم   اصلاً نه تـو ، نه مـن! تقصیـر هیـچ کـس نیـست از خـوبـی تـو بود که مـن بد شدم! 

  • لبخنــد روی لــب‌هــایــم

    . همــه مــــی‌گــوينــد: چــه مهــربــان اســت ايــن مــرد!   و کســی نمــی‌دانــد لبخنــد تــوســت روی لــب‌هــایــم، وقتــی آن‌ســوی دريــاهــا، يــادم مــی‌کنــی . . .