برچسب: علیرضا روشن

  • نبــودن یــک بــودن

    . از لیــوان‌هــا، بــه لیــوان شکستــه، فکــر مــی‌کنــی!     از آدم‌هــا، بــه کســی کــه از دســت داده‌ای، بــه کســی کــه بــدســت نیــاورده‌ای!     همیشــه، چیــزی کــه نیســت، بهتــر اســت . . .

  • تنهایی . . .

    آنجا كه تو ايستاده‌ای هميشه پاييز است هميشه برگ‌ها می‌ريزند هميشه بادها خاک را بلند مي‌كنند و غم را می‌نشانند آنجا كه تو ايستاده‌ای ای من با تو هستم آدم تنها خودش را «تو» خطاب می‌كند 

  • عطــری گــذرا

    . عطــر تــو در هــواســت!     مــی‌آيــی يــا رفتــه‌ای؟!